ترحیم، مجلس
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 7 مهر 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224178/ترحیم، مجلس
پنج شنبه 14 فروردین 1404
چاپ شده
15
تَرْحیم، مَجْلِس، مجلس سوگواری و آمرزشخواهی برای درگذشتگان که معمولاً در روز سوم، شب هفت، شب چله و شب سال برپا میشود و به آن مجلس فاتحهخوانی، ختم و تذکر هم میگویند.معنای لغوی ترحیم، مهربانی کردن، «رَحِمَکَالله» گفتن کسی را (صفیپوری، 438)، طلب آمرزش کردن، و درود فرستادن بر میت است (معین، ذیل ترحیم). معمولاً برای مجلس ختم و ترحیم زردشتیان واژۀ «پُرسه» بهکار میرود (سروشیان، 30)، با اینهمه، این واژه در میان مسلمانان ایران هم رایج بوده است و در این زمان، میان برخی از اقوام مسلمان، مجالس ترحیم، یا دست کم یکی از آنها، با همین واژۀ پُرسه یا پُرس خوانده میشود (تدین، 124؛ مؤید محسنی، 216؛ غیاثاللغات، 169؛ آنندراج، 2/ 902؛ رضایی، 503، 504؛ مجیدزاده، 9). در برخی از نقاط واژۀ پُرس برای مجلس زنانه، و اصطلاح فاتحهخوانی برای مجلس مردانه به کار میرود (رسولی، 342). بلوچهای سراوان مراسم سوگواری را پرسان میگویند (افشار سیستانی، بلوچستان، 388)؛ عشایر کوچرو بختیاری ساکن در شرق لرستان مراسم فاتحهخوانی را که چند روز پس از مرگ میگیرند و معمولاً 3 تا 7 روز به درازا میکشد «پُرس» میگویند (گودرزی، 122-125)؛ کمکهای جنسیو نقدی مردم بهصاحب عزا هم ــ که در برخی نقاط رواج دارد ــ با واژۀ «پُرس»یاصورتهایی از این واژه ارتباط دارد. مثلاً در میان بختیاریهای شرق لرستان کمکهزینههای مجلس «پُرس» را «پُرسی» میگویند (همو، 124). در عربی واژههای «تعزیه» و «تأبین» به ترتیب برای تسلیتگویی و مرثیهخوانی و ستایش مرده، و اصطلاح «حَفلَةالتأبین» برای مجلس ترحیم(نک : صفیپوری، 7؛ آذرنوش، 131)، آمده است.پیشینۀ برگذاری مجلس سوگواری، همچنانکه در برخی از آثار و نشانههای برجای مانده از عهد باستان میتوان دید، به درازای حیات بشر بر زمین است. قوم بنیاسرائیل در سوگ از دسترفتگان، نوحه میخواندند و میگریستند و بر سر خاک آنها میرفتند و خیرات و طعام میدادند (پیدایش، 50: 3-10؛ ارمیا، 16: 4- 8؛ حزقیال، 24: 17-23؛ هاکس، 391). در اسلام، پیشینۀ شرکت در مراسم سوگواری و پذیرایی در مجلس ترحیم به دوران صدر اسلام میرسد. بنابر احادیثی، حضرت محمد(ص) در مرگ زید بن حارثه و دیگران در مسجد مینشست و در حالی که حزن و اندوه بر چهره داشت، ذکر دعا و مصیبت میکرد (ابوداوود، 3/ 490). در حدیثی از پیامبر(ص) همراهی با صاحب عزا در تهیۀ طعام و دیگر لوازم مجلس و طلب آمرزش برای مرده و تسلیت دادن به بازماندگان مرده و صبر و شکیبایی خواستن برای آنها مستحب دانسته شده است (همو، 3/ 489 بب ، نیز 497). در دورههای بعد برای درگذشتگان معمولاً مجالسی در شب هفت و چهل برگذار میکردند که در آنها قاریان با صدای بلند قرآن میخواندند و شرکتکنندگان نیز با در دست گرفتن «سیپاره»، یعنی جزوههای قرآن، آیاتی را زیر لب زمزمه میکردند. در این مجالس به پذیرایی از مهمانان میپرداختند و برای آرامش روان مرده، بینوایان را حلوا و آش میدادند (مظاهری، 82).امروزه مسلمانان سراسر ایران، به منظور فراهم آوردن امکان حضور دوستان و آشنایان برای اظهار همدردی و عرض تسلیت به بازماندگان سوگوار، مراسم و مجالسی برپا میکنند که همواره شمار و گستردگی آنها، نوع اظهار همدردی و تألم، و بهویژه آیینهای آن، در نواحی مختلف و برحسب موقعیت اجتماعی متوفا و شرایط اجتماعی، متفاوت بوده است. معمولاً برگذاری مجلس ختم، شب هفت، شب چهل، و شب سال رواج بیشتری دارد (بلوکباشی، 78؛ ماسه، 1/ 169). آیینهای سوگواری و برگذاری مجالس معمولاً از روز خاکسپاری آغاز میشود. در بیشتر نقاط پس از دفن مرده، مشایعتکنندگان به خانۀ صاحب عزا باز میگردند و از 3 تا 7 روز ــ گاه با نواختن موسیقی عزا برای بزرگان، بهویژه در میان لرهای کهگیلویه و لرهای دِلفان لرستان (نک : لمعه، 28؛ مجیدزاده،8- 9؛ شاهمرادی، 224- 225) ــ عزاداری میکنند (نیکزاد امیرحسینی، 476؛ احمد پناهی، 270-271؛ علمداری، 43). اغلب بلافاصله پس از مراسم تدفین، مجلس ترحیم در خانۀ متوفا و همسایگان، یا مسجد، برگذار میشود. در تهران معمولاً 3 روز در خانۀ صاحب عزا ناهار یا شام میدهند و با آبگوشت لپه و پلو خورشت قیمه از کسانی که برای تسلیتگویی آمدهاند، پذیرایی میکنند. در برخی جاها نیز یک وعده غذا به شرکتکنندگان میدهند (دالمانی، 278؛ زندهدل، 9/ 188؛ بلوکباشی، 81). این وعده غذا غالباً از گوشت گوسفندی تهیه میشود که برای مرده قربانی کردهاند؛ گاه این وعده غذا فقط خاص نزدیکان است و اطعام عمومی، و به اصطلاح «خرج»، به روزهای بعد، اغلب به روز سوم، موکول میشود (افشار سیستانی، مقدمهای بر...، 1/ 340؛ علمداری، همانجا). پذیرایی از کسانی که برای تعزیت بازماندگان به دیدن آنها میروند، میان مسلمانان از دیرباز مرسوم بوده است. در حدیثی دیگر از پیامبر(ص) کمک کردن به بازماندگان در اطعام مردم در 3 شبانهروز توصیه شده است (ابوداوود، 3/ 497، حاشیۀ 1). مسلمانان هند نیز در روز سوم طعام تهیه میکردند و به خانۀ صاحب عزا میفرستادند (ابن بطوطه، 506). در نواحی روستایی، در تمام مدت برپایی مجلس ترحیم (یک هفته)، هر روز بر سر مزار میروند (مجیدی، 583) و گاه با دادن شام و ناهار از شرکتکنندگان پذیرایی میکنند (افشار سیستانی، همان، 1/ 296؛ بیگدلی، 521؛ زندهدل، 2/ 139). در میان برخی عشایر، مانند بختیاریهای شرق لرستـان روز سوم ــ که آن را «سه روزه» میگویند ــ یک وعده غذا میدهند (گودرزی، 122). عزاداری عربهای خوزستان گاه تا یک ماه به طول میانجامد و تا 7 هفته شبهای جمعه شام میدهند. اینان علاوه بر سوم و هفتم، چهلم و سال را هم با تشریفات و دادن خرج برگذار میکنند (زندهدل، 10/ 110). در برخی از نقاط، مانند سمنان، مراسم شب هفتم و چهلم مرسوم نبوده است (احمد پناهی، 1/ 27) و امروزه، در صورت برگذار شدن، گستردگی و تشریفات کمتری دارد (نک : تدین، 124). از دیرباز مدت عزاداری و سوگواری، از 3 روز (شبانکارهای، 45؛ سرنا، 142) تا یک هفته (فردوسی، 2/ 381) و حتى یک سال (همو، 1/ 24) متفاوت بوده است.امروزه در تهران و بسیاری از شهرها مجالس ترحیم شب سوم و هفتم (و نه الزاماً در این زمانها) یا هر دو، در خانه و بیشتر در مسجد و معمولاً در دو بخش زنانه و مردانه جدا از هم برگذار میشود. مجلس ختم را که برگذاری آن بهطور شفاهی به خویشان و آشنایان، یا دادن آگهی در روزنامه اعلام میشود، از پیش میچینند (آماده میکنند). برای این کار طاقهشالی در مسجد پهن میکنند و روی آن قاب و قدح، یک جعبۀ سی یا شصتپاره (حاوی جزوههای قرآن)، رحل، چند ظرف حلوا، خرما، شیرینی و چند گلابپاش میگذارند (بلوکباشی، 79، 81؛ کتیرایی، 281 بب ؛ ماسه، 1/ 164-165).صاحبان عزا برای خوشامدگویی در آستانۀ در میایستند و مجلس با قرآنخوانی قاری و خواندن اشعاری چند توسط مداح آغاز میشود و افرادی جزوههای قرآن را میان حاضران برای قرائت پخش میکنند. سپس خطیبی، معمولاً روحانی، در باب فانی بودن جهان، گناه و غفلت مردمان، سختی مرگ و فشار قبر، روز قیامت، ضرورت توشهاندوزی برای سفر آخرت، و موضوعات دیگر اجتماعی، دینی و اخلاقی سخنانی میگوید. آنگاه اشارهای به احوال و صفات فرد درگذشته میکند، و به ذکر مصیبت کربلا میپردازد و روضۀ سیدالشهدا میخواند و از منبر پایین میآید (بلوکباشی، 79-80؛ شکورزاده، 214-215؛ ماسه، 1/ 165-166). در تمام این مدت گهگاه واعظ از جانب خود یا کسان دیگر مصیبت وارده را به صاحبان عزا تسلیت میگوید و حاضران را به ذکر صلوات و قرائت فاتحه فرا میخواند. در طول مراسم گاه نوشیدنی و حلوا و خرما در مجلس میگردانند و گاه گلاب تعارف میکنند تا قطراتی از آن را به قصد تبرک بر دست و صورت بکشند (نک : بلوکباشی، همانجا). در برخی مساجد پذیرایی از شرکتکنندگان به هنگام بیرون آمدن از مجلس انجام میشود. معمولاً شرکتکنندگان هنگام ورود و خروج، با صاحبان عزا که در مدخل مجلس ایستادهاند، دست میدهند و گاه روبوسی هم میکنند و با گفتن جملاتی نظیر «خدا بیامرزد»، «خداوند رحمت کند»، «غم آخرتان باشد»، «روحش شاد»، «بقای عمر شما باشد»، «تسلیت عرض میکنم»، «غم شما دور»، «سر شما سلامت» و جز آن، بازماندگان را به اصطلاح سرسلامتی میدهند (نک : همو، 80؛ شکورزاده، 214).تهرانیها مجلس ترحیم شب چهلم و شب سال را پس از برگذاری مراسمی بر سر مزار مرده، در خانه یا اخیراً در یکی از رستورانها، میگیرند و خویشاوندان و دوستان را با شام و عصرانه پذیرایی میکنند (بلوکباشی، 83). مجالس ترحیم به شکلهای دیگر هم برگذار میشود: در بلوچستان پس از انجام مراسم تدفین، صاحب عزا در خانه مینشیند و دوستان و آشنایان به دیدارش میآیند، زیر لب فاتحه میخوانند و پس از کشیدن دستها بر صورت خود، احوالپرسی و صحبتهای متفرقه آغاز میشود و نه تنها روضهخوانی و گریه در کار نیست، بلکه از مرگ همسخن نمیرود (یغمایی، 147). زردشتیان امروز ایران، پس از انجام مراسم تشییع و بازگشت به خانه، به تدارک مراسم روز سوم یا روز «سِد»، یعنی پُرسه میپردازند (شهریاری، 194؛ معین، ذیل پرسه). اما مهمترین مراسم را در بامداد روز چهارم برگذار میکنند که سِدوش نام دارد. در دهمین و سیامین روز، به ترتیب دهه و سیروزه را برپا میدارند؛ سپس تا یک سال هر ماه و تا 30 سال، و حتى 60 سال، هر سال مراسمی برگذار میکنند (مزداپور، 368-369). پیروان دیگر ادیان، ازجمله ارمنیان و آشوریان، کمابیش تا 3 روز سوگواری میکنند و برای مرده خیرات میدهند و مراسم هفتم و چهلم و سال را نیز برگذار میکنند (تونجی، 164-165؛ صلیبی، 74). ارمنیانی که بضاعت داشته باشند تا 7 شبانهروز کشیشان و فقرا را اطعام میکنند (تاورنیه، 445). صابئین مندایی تا 45 روز مراسم ختم برپا میدارند و در این مدت هر روز یکبار غذای آمرزش به بینوایان میدهند (سیادت، 268).هندیان مسلمان مراسم عزاداری را در روز سوم درگذشته بر سر مزار او برپا میداشتند و روی گور را با قالی و پرده و شاخههای گل میآراستند و قاریان، قرآن و اشعاری در رثای مرده میخواندند و به خویشاوندان مرده تسلیت میگفتند (ابن بطوطه، 107، 505-506)، شیون کـردن و گریستن بر سـر مزار و در مجلس عزا ــ که امروزه کم و بیش همچنان رایج است (علمداری، 44) ــ همچنین آداب پوشیدن لباس سیاه یا پلاس و پارهای سیاه بر تن داشتن، در شرق پیشینۀ دور و درازی دارد (مثلاً نک : ابن بطوطه، 197). در شرق ایران در دورۀ باستان، علاوه بر گریستن و شیون کردن، کارهای دیگری چون زخم زدن بر خود در سوگ مرده ــ بهویژه بزرگان، کشتگان وجوانان ــ و همچنین خراشیدن صورت، بریدن مو، دریدن جامه و حتى بریدن گوش و خودکشی و قربانی کردن اسب، وجود داشته است (ویدنگرن، 64، 444-445، 465؛ نیز نک : ثعالبی، 50-51؛ فردوسی، 1/ 282، 316-317). با این همه، سنت زردشتی و آیین مندایی، گریستن بر مرده را نهی کرده و پیروان این ادیان امروز آن را رعایت میکنند (شهریاری، 192؛ شهزادی، 127-128؛ ویدنگرن، 64). از صدر اسلام نیز اخباری رسیده است حاکی از اینکه عایشه و زنان مدینه در سوگ پیامبر(ص) به شیون و زاری پرداختند و بر سر و روی خود زدند (مقدسی، 5/ 62).سیاه پوشیدن نیز ازجمله رسوم مشترک اغلب سوگواریها و مجالس ترحیم است، البته جز در میان زردشتیان و صابئین مندایی که به شدت آن را منع کردهاند (نک : شهزادی، 129؛ سیادت، همانجا). از سیاهپوشی در دوران باستان شواهدی در دست هست (ثعالبی، 50) و ظاهراً در غرب و شرق ایران از دیرباز سوگواران جامۀ کبود نیلی یا سیاه در بر میکردند (ابن بطوطه، 197؛ مظاهری،81)؛ اما در دین رسمی ایران باستان، یعنی دین زردشتی، جامۀ عزا سپید بوده، و این سنت تا دوران اسلامی و از جمله روزگار غزنویان ادامه داشته، و در اقصا نقاط قلمرو اسلام، یعنی در اندلس و مغرب نیز رنگ سفید نشانۀ عزاداری بوده است (همانجا). دربارۀ اینکه از چه زمانی سیاهپوشی بار دیگر جای سپیدپوشی را در مراسم عزای مرده گرفته است، آگاهی روشنی در دست نیست (دبیرسیاقی، 8-9؛ نیز نک : ه د، پوشاک).
آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، تهران، 1381ش؛ آنندراج، محمدپادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1336ش؛ ابن بطوطه، الرحلة، بیروت، 1400ق/ 1980م؛ ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، استانبول، 1981م؛ احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، 1374ش؛ افشار سیستانی، ایرج، بلوچستان و تمدن دیرینۀ آن، تهران، 1371ش؛ همو، مقدمه بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران، تهران، 1366-1368ش؛ بلوکباشی، علی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، پیام نوین، تهران، 1344ش، شم 9؛ بیگدلی، محمدرضا، ترکمنهای ایران، تهران، 1369ش؛ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، به کوشش حمید شیرانی، اصفهان، 1363ش؛ تدین، انوشیروان، تاریخ، جغرافیا و فرهنگ مردم اقلید، تهران، 1382ش؛ تونجی، محمد، یزیدیان یا شیطانپرستان، ترجمۀ احسان مقدس، تهران، 1380ش؛ ثعالبی مرغنی، حسین؛ غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، به کوشش زُتنبرگ، پاریس، 1900م؛ دالمانی، هانری رنه، از خراسان تا بختیاری (سفرنامه)، ترجمۀ فرهوشی، تهران، 1335ش؛ دبیرسیاقی، محمد، «جامۀ سپید در مراسم سوگواری»، پشوتن، تهران، 1337ش، س 1، شم 4؛ رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، 1378ش؛ رضایی، جمال، بیرجندنامه، به کوشش محمود رفیعی، تهران، 1381ش؛ زندهدل، حسن و دیگران، مجموعۀ راهنمای جامع ایرانگردی، تهران، 1377-1379ش؛ سرنا، کارلا، آدمها و آیینها در ایران، ترجمۀ علیاصغر سعیدی، تهران، 1362ش؛ سروشیان، جمشید، فرهنگ بهدینان، به کـوشش منوچهر ستـوده، تهران، 1356ش؛ سیادت، موسى، تاریخ جغرافیایی عرب خوزستان، تهـران، 1374ش؛ شاهمـرادی، بیـژن، «آیینهای سوگـواری در بختیاری»، یاد بهار، به کوشش کتایون مزداپور، تهران، 1376ش؛ شبانکارهای، محمد، مجمع الانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، 1363ش؛ شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، 1363ش؛ شهریاری، دولت، «مراسم مربوط به مردن»، مجموعۀ مقالات چهارمین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش محمدحسین اسکندری، شیراز، 1353ش، ج 2؛ شهزادی، رستم، مجموعۀ سخنرانیها، به کوشش مهرانگیز شهزادی، تهران، 1380ش؛ صفیپوری، عبدالرحیم، منتهی الارب، تهران، 1377ش؛ صلیبی، ژاسنت، ایرانیان آشوری و کلدانی، تهران، 1382ش؛ علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، تهران، 1379ش؛ عهد عتیق؛ غیاثاللغات، غیاثالدین محمد رامپوری، به کوشش منصور ثروت، تهران، 1375ش؛ فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، 1368-1370ش؛ کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، 1378ش؛ گودرزی، حسین، سیمای عشایر شرق لرستان، 1374ش؛ لمعه، منوچهر، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، تهران، 1353ش؛ ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمۀ مهدی روشنضمیر، تبریز، 1355ش؛ مجیدزاده، یوسف و دیگران، «آیین سوگواری در دلفان لرستان»، هنر و مردم، تهران، 1343ش، شم 25؛ مجیدی، نورمحمد، تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد، تهران، 1371ش؛ مزداپور، کتایون، «نیایش برای درگذشتگان»، سروش پیر مغان، تهران، 1381ش؛ مظاهری، علی، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ترجمۀ مرتضى راوندی، تهران، 1378ش؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، 1380ش؛ مقدسی، مطهر، البدء والتاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، 1916م؛ مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، کرمان، 1381ش؛ نیکزاد امیرحسینی، کریم، شناخت سرزمین بختیاری، اصفهان، 1354ش؛ ویدنگرن، گئو، دینهای ایران، ترجمۀ منوچهر فرهنگ، تهران، 1377ش؛ هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، تهران، 1349ش؛ یغمایی، اقبال، بلوچستان و سیستان، تهران، 1355ش.
عسکر بهرامی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید